تبليغاتX
تا همیشه با تو

پشت کاجستان برف

برف یک دسته کلاغ

جاده یهنی غربت

باد اواز  مسافر و کمی میل به خواب

 شاخ پیچک ورسیدن به حیاط

 

من و دلتنگ و این شیشه ی خیس

می نویسم و فضا

می نویسم و دو دیوار و چندین گنجشک

 

یک نفر دلتنگ است

یک نفر می بافد

یک نفر می شمرد

یک نفر می خواند

 

زندگی یعنی : یک سار پرید

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید

کودک پس فردا

کفتر آن هفته

 

یک نفر دیشب مرد

و هنوز نان گندم خوب است

و هنوز اب می ریزد پایین اسب ها می نوشند

 

قطره ها در جریان

برف بر دوش سکوت

و زمان بر روی ستون فقرات گل یاس

نماز روزه هاتون قبول دوستون دارم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:37 توسط آوا |

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه  ان ثانیه ها خواهد مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در غم دوری چشمان بهار

بی تو یکروز در این فاصله ها خواهم مرد

برای تو که هیچ وت نوشته هایم را نخواهی خواند

نماز روزه هاتون قبول

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:44 توسط آوا |
بی تو سکوت و گریه
بی تو شبا گلایه
با تو سفر به بوسه
منو بگیر از سایه
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد

ای عشق بی بهونه
ای حرف عاشقونه
برای تو میمیرم
بذار دنیا بدونه
ای لاله بهاری
تو عشق موندگاری
منو بچین از غصه
هر لحظه بیقراری
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
از شب نمیهراسم
اگه رویا تو باشی
میرم به جنگ دنیا
اگه از من جدا شی

دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد

دلم فقط تو رو میخواد

نماز روزه هاتون قبول

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 3:4 توسط آوا |
 

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه


تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه


تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم


هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم


واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس


ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس


بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم


اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم


لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن


با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن


تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون


رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

سلامممممممممممم خوبین؟نماز روزه هاتون قبول باشه

بایییییی تا فردا

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 2:34 توسط آوا |

نگاه کن که غم درون دیده ام                                               
چگونه قطره قطره آب می شود                                       
چگونه سایه سیاه سرکشم    
                         اسیر دست آفتاب می شود
                                     نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
                                          شراره ای مرا به کام می کشد
                                              مرا به اوج می برد
                                     مرا به دام می کشد
                                                            نگاه کن تمام آسمان من
                                      پر از شهاب میشود
 تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوج ها
مرا بشوی با شراب موج ها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
 به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو می دمی و آفتاب می شود.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 20:54 توسط آوا |
 

با تو این تن شکسته داره کم کم جون می گیره

 

آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره

 

با تو انگار تو بهشتم

 

با تو پرسعادتم من

 

دیگه از مرگ نمی ترسم

 

عاشق شهامتم من

 

اگه رو حصیر بشینم

 

اگه هیچ نداشته باشم

 

با تو من مالک دنیام

 

با تو در نهایتم من

 

 

 

با تو شاه ماهی دریا

 

بی تو مرگ موج تو ساحل

 

با تو شکل یه حماسه

 

بی تو یک کلام باطل

 

 

بی تو من هیچی نمی خوام از این عمری که دو روزه

 

نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه

 

 

با تو انگار تو بهشتم

 

با تو پرسعادتم من

 

دیگه از مرگ نمی ترسم

 

عاشق شهامتم من

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:13 توسط آوا |

دنیا پر از حوادث گوناگون

دنیا پر از وقایع رنگارنگ

از مرگ از تولد

از صلح از جنگ

از جشن از جدایی

از فتح از شکست

هر لحظه صد هزار اتفاق هست

 

این ارزوی کوچک ما نیز

یک رویداد ساده است

من خود درست و راست نمی دانمش که چیست

یک اشتیاق پاک ؟

یک ارمان شیرین ؟

یک هاله ی مقدس؟

یک عشق تابناک؟

از نوع نا مکرر {یک نکته بیش نیست}

در بین صد هزار اتفاق گم

دنیا به هم نمی خورد ای مردم

 

 

بعد از هزار مرحله دوریَ صبوری

 این یک زیاده خواهی نیست

این نیست یک توقع بیجا

این نیست یک هوس

این اخرین تضرع یک عاشق است و بس

 

باری اگر دلی به سینه دارید

این آرزوی ساده ی مارا بر آورده سازید

مارا به هم ببخشید

مارا برای  هم بگذارید

در لحظه های مانده به جا از حیات ما

مارا به یکدیگر بسپارید

فریدون مشیری

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 21:27 توسط آوا |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

majarayehyekeshgh

آوا

majarayehyekeshgh

http://majarayehyekeshgh.blogfa.com

تا همیشه با تو

تا همیشه با تو

تا همیشه با تو

سلام دوستان
به وبلاگ (همیشه با تو) خوش اومدید
همیشه شاد باشید .

تا همیشه با تو

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog